[فعل]

to knead

/nid/
فعل گذرا
[گذشته: kneaded] [گذشته: kneaded] [گذشته کامل: kneaded]

1 ورز دادن خمیر کردن، مالیدن

معادل ها در دیکشنری فارسی: ورز دادن خمیر کردن
  • 1.Add the water and knead the mixture well.
    1. آب را اضافه کن و آن مخلوط را به خوبی ورز بده.
تصاویر
دانلود اپلیکیشن آموزشی + دیکشنری رایگان