[اسم]

lessee

/leˈsiː/
قابل شمارش

1 مستأجر اجاره‌نشین

معادل ها در دیکشنری فارسی: اجاره‌دار مستاجر
مترادف و متضاد leaseholder
  • 1.He has to offer the leaseholders in the building the opportunity to buy it first.
    1. او باید به مستأجرین ساختمان این فرصت را بدهد که ابتدا آن را بخرند.
تصاویر
دانلود اپلیکیشن آموزشی + دیکشنری رایگان