[فعل]

to lessen

/ˈlɛsən/
فعل گذرا
[گذشته: lessened] [گذشته: lessened] [گذشته کامل: lessened]

1 کاهش دادن کمتر کردن

معادل ها در دیکشنری فارسی: کم کردن
  • 1.This medicine will lessen the pain.
    1. این دارو، درد را کمتر خواهد کرد.

2 کاهش یافتن کمتر شدن

معادل ها در دیکشنری فارسی: تخفیف یافتن از شدت افتادن
  • 1.The pain in his chest began to lessen.
    1. درد سینه‌اش، شروع به کاهش یافتن کرد.
تصاویر
دانلود اپلیکیشن آموزشی + دیکشنری رایگان