main


/meɪn/
/meɪn/

صفت
1
main [صفت]
1
اصلی

مترادف:   chief dominant major principal
متضاد:   minor subsidiary
  • 1. او بازیکن اصلی ماست.
  • 2. مشکل اصلی سیستم [مراقبت‌های] بهداشتی، کمبود منابع است.

اسم
1
main [اسم]
1
لوله اصلی سیم اصلی

  • 1. a leaking gas main
    1. یک لوله اصلی گاز نشتی دار
دانلود اپلیکیشن آموزشی + دیکشنری رایگان