[اسم]

nomad

/ˈnoʊˌmæd/
قابل شمارش

1 چادرنشین عشایر (جمع)، کوچگر

معادل ها در دیکشنری فارسی: بیابان‌گرد چادرنشین دوره‌گرد
  • 1.Are they nomads?
    1. آیا آن‌ها عشایر هستند؟
تصاویر
دانلود اپلیکیشن آموزشی + دیکشنری رایگان