[فعل]

to sneak

/sniːk/
فعل ناگذر
[گذشته: sneaked] [گذشته: sneaked] [گذشته کامل: sneaked]

1 یواشکی رفتن پاورچین رفتن، دزدکی رفتن یا حرکت کردن

معادل ها در دیکشنری فارسی: جیم شدن
مترادف و متضاد creep
  • 1.Did you sneak into my room while I was asleep?
    1. آیا وقتی خواب بودم یواشکی داخل اتاق من رفتی؟
  • 2.I sneaked up the stairs.
    2. من یواشکی از پله‌ها بالا رفتم.
تصاویر
دانلود اپلیکیشن آموزشی + دیکشنری رایگان