[اسم]

theft

/θeft/
قابل شمارش

1 دزدی سرقت

معادل ها در دیکشنری فارسی: دزدی دستبرد سرقت
  • 1.Police are investigating the theft of computers from the company's offices.
    1. پلیس دارد دزدی کامپیوترها از دفاتر شرکت را مورد بررسی قرار می‌دهد.
car theft
سرقت ماشین
تصاویر
دانلود اپلیکیشن آموزشی + دیکشنری رایگان