خانه
• انگلیسی به فارسی
• آلمانی به فارسی
• فرانسه به فارسی
• ترکی استانبولی به فارسی
★ دانلود اپلیکیشن
صرف فعل
درباره ما
تماس با ما
☰
1 . استثمار
2 . بهرهبرداری
[اسم]
exploitation
/ˌeksplɔɪˈteɪʃn/
غیرقابل شمارش
مشاهده در دیکشنری تصویری
1
استثمار
بهرهکشی
معادل ها در دیکشنری فارسی:
استثمار
انتفاع
بهرهکشی
disapproving
commercial exploitation of the mineral resources in Antarctica
استثمار تجاری از منابع معدنی در جنوبگان
the exploitation of children
بهرهکشی از کودکان
2
بهرهبرداری
استفاده
معادل ها در دیکشنری فارسی:
بهرهبرداری
تمتع
مترادف و متضاد
use
utilization
تصاویر
کلمات نزدیک در دیکشنری تصویری
exploit
exploded
explode
explicitness
explicitly
exploitation film
exploitative
exploitatory
exploited
exploiter
کلمات نزدیک
exploit
explode
explicitly
explicit
explicate
exploitative
exploration
exploratory
explore
explorer
دانلود اپلیکیشن آموزشی + دیکشنری رایگان