1 . خارجی 2 . خارج
[صفت]

overseas

/ˌoʊ.vərˈsiːz/
غیرقابل مقایسه
مشاهده در دیکشنری تصویری

1 خارجی خارج

  • 1.There are a lot of overseas students in Cambridge.
    1. دانشجویان خارجی زیادی در کمبریج هستند.
[قید]

overseas

/ˌoʊ.vərˈsiːz/
غیرقابل مقایسه

2 خارج

معادل ها در دیکشنری فارسی: آن ور آب
  • 1.Many people work overseas these days .
    1. این روزها، افراد زیادی در خارج کار می‌کنند.
تصاویر
دانلود اپلیکیشن آموزشی + دیکشنری رایگان