[صفت]

consecutive

/kənˈsɛkjətɪv/
غیرقابل مقایسه

1 متوالی پی در پی، پیاپی

معادل ها در دیکشنری فارسی: پیاپی پی در پی مسلسل
  • 1.This is the team’s fourth consecutive win.
    1. این چهارمین برد متوالی این تیم است.
  • 2.three consecutive days
    2. سه روز متوالی
تصاویر
دانلود اپلیکیشن آموزشی + دیکشنری رایگان