[فعل]

to evacuate

/ɪˈvækjueɪt/
فعل گذرا
[گذشته: evacuated] [گذشته: evacuated] [گذشته کامل: evacuated]

1 تخلیه کردن

معادل ها در دیکشنری فارسی: تخلیه کردن
  • 1.The area near the factory was evacuated after the explosion.
    1. منطقه نزدیک کارخانه بعد از انفجار تخلیه شد.
تصاویر
دانلود اپلیکیشن آموزشی + دیکشنری رایگان