[اسم]

flute

/flut/
قابل شمارش

1 فلوت

  • 1. He told me that playing his flute is his true passion in life.
    1 . او به من گفت که نواختن فلوتش، شور حقیقی او در زندگی است.

2 خیاره (معماری) شیار

تصاویر
دانلود اپلیکیشن آموزشی + دیکشنری رایگان