[اسم]

future

/ˈfjuː.tʃər/
قابل شمارش

1 آینده

معادل ها در دیکشنری فارسی: آتی آتیه آجل آینده فردا
مترادف و متضاد time ahead time to come past
  • 1.Do you worry about the future?
    1. آیا در مورد آینده نگران هستی؟
in the near future
در آینده نزدیک
  • Do you plan to leave Houston in the near future?
    آیا برنامه دارید که "هیوستون" را در آینده نزدیک ترک کنید؟
to predict the future
آینده را پیش‌بینی کردن
  • No-one can predict the future.
    هیچکس نمی‌تواند آینده را پیش‌بینی کند.
to plan for the future
برای آینده برنامه‌ریزی کردن
  • We need to plan for the future.
    ما باید برای آینده برنامه‌ریزی کنیم.
the future holds something
آینده چیزی در چنته داشتن
  • I wonder what the future holds for you and me.
    کنجکاوم که آینده چه چیزی برای ما در چنته دارد.

2 زمان آینده (دستور زبان) (the future)

معادل ها در دیکشنری فارسی: آینده
  • 1.In the sentence "Who will look after the dog?" the verb phrase "will look" is in the future.
    1. در جمله "چه کسی از سگ مراقب خواهد کرد؟" عبارت فعلی "خواهد کرد" زمان آینده است.
[صفت]

future

/ˈfjuː.tʃər/
غیرقابل مقایسه

3 آینده

معادل ها در دیکشنری فارسی: آینده مستقبل
  • 1.future generations
    1. نسل‌های آینده
  • 2.Have you met John’s future wife?
    2. همسر آینده "جان" را ملاقات کرده‌ای؟
تصاویر
دانلود اپلیکیشن آموزشی + دیکشنری رایگان