[اسم]

paper

/ˈpeɪ.pər/
غیرقابل شمارش

1 کاغذ

مترادف و متضاد writing paper
  • 1.She works on paper because she hates computers.
    1 . او روی کاغذ کار می‌کند، چون از رایانه متنفر است.
a piece of paper
یک تکه کاغذ
paper maps vs. online maps
نقشه‌های کاغذی در مقابل نقشه‌های آنلاین
کاربرد اسم paper به معنای کاغذ
اسم paper در مفهوم "کاغذ" اشاره دارد به ماده نازکی که از چوب درختان ساخته شده و بر روی آن می‌نویسند و یا نقاشی می‌کنند. از کاغذ برای بسته‌بندی نیز استفاده می‌شود.

2 روزنامه

مترادف و متضاد newspaper
  • 1.Have you seen today's paper?
    1 . روزنامه امروز را دیده‌ای؟
  • 2.I read the news in the paper.
    2 . اخبار را در روزنامه خواندم.
today's paper
روزنامه امروز
a national paper
یک روزنامه ملی
کاربرد اسم paper به معنای روزنامه
اسم paper در مفهوم "روزنامه" اشاره دارد به متون سیاسی، اجتماعی، فرهنگی و ... یا به‌طور کلی اخباری که به‌صورت روزانه چاپ شده و عرضه می‌شود. مثال:
"a national paper" (یک روزنامه ملی)
"today's paper" (روزنامه امروز)

3 امتحان

مترادف و متضاد exam test
  • 1.The geography paper was hard.
    1 . امتحان جغرافی سخت بود.

4 مقاله انشا

مترادف و متضاد article composition essay
  • 1.We had to write a ten-page history paper.
    1 . ما باید یک مقاله تاریخی ده صفحه‌ای می‌نوشتیم.
تصاویر
دانلود اپلیکیشن آموزشی + دیکشنری رایگان