[قید]

persistently

/pərˈsɪstəntli/
غیرقابل مقایسه

1 پیوسته به‌طور مداوم، همواره

مترادف و متضاد unrelentingly
persistently low rainfall
بارندگی همواره کم

2 لجوجانه مصرانه

  • 1. They have persistently ignored our advice.
    1 . آنها لجوجانه نصیحت ما را نادیده گرفته‌اند.
تصاویر
دانلود اپلیکیشن آموزشی + دیکشنری رایگان