[اسم]

preamble

/priˈæmbl/
قابل شمارش

1 مقدمه دیباچه، پیش درآمد

معادل ها در دیکشنری فارسی: پیش‌گفتار مقدمه
  • 1.She gave him the bad news without preamble.
    1. او بدون مقدمه خبر بد را به او داد.
  • 2.the Preamble to the US Constitution
    2. مقدمه قانون اساسی آمریکا
تصاویر
دانلود اپلیکیشن آموزشی + دیکشنری رایگان