[قید]

proportionately

/prəˈpɔrʃənətli/
غیرقابل مقایسه

1 به تناسب متناسبا

معادل ها در دیکشنری فارسی: به تناسب
  • 1.The risk of harm increases proportionately with the dose.
    1. خطر آسیب به تناسب مقدار [دوز] افزایش می‌یابد.
تصاویر
دانلود اپلیکیشن آموزشی + دیکشنری رایگان