[اسم]

resilience

/rɪˈzɪliəns/
غیرقابل شمارش

1 سرسختی پوست‌کلفتی، تاب‌آوری

مترادف و متضاد toughness
  • 1.He showed great courage and resilience.
    1. او شجاعت و سرسختی زیادی از خود نشان داد.

2 انعطاف‌پذیری حالت ارتجاعی

معادل ها در دیکشنری فارسی: نرمش
مترادف و متضاد flexibility
the natural beauty and resilience of wool
زیبایی طبیعی و انعطاف‌پذیری پشم
تصاویر
دانلود اپلیکیشن آموزشی + دیکشنری رایگان