[صفت]

resilient

/rɪˈzɪljənt/
قابل مقایسه
[حالت تفضیلی: more resilient] [حالت عالی: most resilient]

1 ارتجاعی انعطاف‌پذیر، برگشت‌پذیر

معادل ها در دیکشنری فارسی: فنری
مترادف و متضاد flexible
  • 1.She's a resilient girl - she won't be unhappy for long.
    1. آن دختر روحیه انعطاف‌پذیری دارد؛ برای مدت طولانی ناراحت نخواهد بود.
  • 2.This rubber ball is very resilient and immediately springs back into shape.
    2. این توپ لاستیکی بسیار ارتجاعی است و سریع به شکل اولیه‌اش برمی‌گردد.

2 سرسخت قوی

مترادف و متضاد strong tough
  • 1.He was still young and resilient.
    1. او هنوز جوان و سرسخت بود.
تصاویر
دانلود اپلیکیشن آموزشی + دیکشنری رایگان