[اسم]

spite

/spaɪt/
غیرقابل شمارش

1 کینه دشمنی

  • 1. She broke my watch out of spite.
    1 . او از روی کینه ساعتم را خراب کرد.
تصاویر
دانلود اپلیکیشن آموزشی + دیکشنری رایگان