خانه
• انگلیسی به فارسی
• آلمانی به فارسی
• فرانسه به فارسی
• ترکی استانبولی به فارسی
★ دانلود اپلیکیشن
صرف فعل
درباره ما
تماس با ما
☰
1 . کنفدراسیون
[اسم]
confederation
/kənˌfedəˈreɪʃn/
قابل شمارش
مشاهده در دیکشنری تصویری
1
کنفدراسیون
کشورگان
معادل ها در دیکشنری فارسی:
کنفدراسیون
تصاویر
کلمات نزدیک در دیکشنری تصویری
swither
switchman
switching
switcheroo
switcher
swivel
swivel chair
swivel pin
swivet
swiz
کلمات نزدیک
confederate
confederacy
confectionery
confectioner
confection
confer
conference
conference call
confess
confession
دانلود اپلیکیشن آموزشی + دیکشنری رایگان