خانه
• انگلیسی به فارسی
• آلمانی به فارسی
• فرانسه به فارسی
• ترکی استانبولی به فارسی
★ دانلود اپلیکیشن
صرف فعل
درباره ما
تماس با ما
☰
1 . (در کاری) عملکرد بسیار خوبی داشتن
[فعل]
to excel
/ɪkˈsɛl/
فعل ناگذر
[گذشته: excelled]
[گذشته: excelled]
[گذشته کامل: excelled]
مشاهده در دیکشنری تصویری
صرف فعل
1
(در کاری) عملکرد بسیار خوبی داشتن
(در کاری) درخشیدن، بینظیر بودن
معادل ها در دیکشنری فارسی:
کولاک کردن
1.Jenny excels at playing the piano.
1. "جنی" در پیانو نواختن بینظیر است.
تصاویر
کلمات نزدیک در دیکشنری تصویری
exceedingly
exceeding
exceedance
exceed expectations
exceed
excel at
excellence
excellency
excellent
excellently
کلمات نزدیک
exceedingly
exceeding
exceed
excavator
excavation
excellence
excellency
excellent
except
exception
دانلود اپلیکیشن آموزشی + دیکشنری رایگان