[اسم]

dusk

/dʌsk/
غیرقابل شمارش

1 (هنگام) گرگ و میش غروب

معادل ها در دیکشنری فارسی: شامگاه شفق گرگ و میش
مترادف و متضاد twilight
  • 1.he arrived just before dusk.
    1. او درست قبل از گرگ و میش [غروب] رسید.
تصاویر
دانلود اپلیکیشن آموزشی + دیکشنری رایگان