[اسم]

grammar

/ˈgræm.ər/
غیرقابل شمارش

1 دستور زبان گرامر

معادل ها در دیکشنری فارسی: دستور دستور زبان
مترادف و متضاد rules of language
  • 1.This course will cover basic English grammar.
    1. این دوره آموزشی اصول اولیه گرامر زبان انگلیسی را پوشش می‌دهد.

2 دانش زبانی

  • 1.His grammar is appalling.
    1. دانش زبانی او افتضاح است.

3 کتاب دستور زبان

a French grammar
یک کتاب دستور زبان فرانسوی
تصاویر
دانلود اپلیکیشن آموزشی + دیکشنری رایگان