[صفت]

next

/nekst/
غیرقابل مقایسه

1 بعد بعدی، آینده

مترادف و متضاد following succeeding previous
next week/year/Monday ...
هفته/سال/دوشنبه و... بعد/آینده
  • 1. Are you doing anything next Wednesday?
    1. آیا چهارشنبه بعد کاری داری؟
  • 2. I'll call you next week.
    2. هفته آینده با شما تماس خواهم گرفت.
  • 3. I'm planning to visit California next year.
    3. من قصد دارم سال آینده از کالیفرنیا دیدن کنم.
the next chapter/stop/train...
فصل/ایستگاه/قطار بعدی
  • We’ll look at the proposals at the next meeting.
    ما در جلسه بعدی نگاهی به پیشنهادات می‌اندازیم.
next time
دفعه بعد
  • Next time I'll bring a book.
    دفعه بعد من یک کتاب می‌آورم.
کاربرد صفت next به معنای آینده
صفت next در مفهوم "آینده" و "بعد" اشاره دارد به چیزی که از لحاظ مکانی، زمانی و ترتیب دقیقاً پس از چیزی یا کسی دیگر می‌آید. این صفت در این مفهوم همیشه با حرف تعریف the می‌آید. مثال:
"the next chapter" (فصل بعد)
* در همین مفهوم اگر این صفت به بیان هفته، فصل، سال آینده و روزهای آن بپردازد، قبل از این صفت حرف تعریف the نمی‌آید. مثال:
".I'm planning to visit California next year" (من قصد دارم سال آینده از کالیفرنیا دیدن کنم.)
"?Are you doing anything next Wednesday" (آیا چهارشنبه بعد کاری داری؟)

2 مجاور بغلی

مترادف و متضاد adjacent following neighboring
  • 1. I heard a woman in the next room.
    1 . صدای زنی را در اتاق بغلی شنیدم.
  • 2. I live in the next town.
    2 . من در شهر مجاور زندگی می‌کنم.
[قید]

next

/nekst/
غیرقابل مقایسه

3 بعد سپس، بعدش

مترادف و متضاد after then before
  • 1. First, fry the garlic. Next, add the ginger.
    1 . ابتدا سیر را سرخ کن. بعد، زنجبیل را اضافه کن.
  • 2. Where should we go next?
    2 . بعدش کجا باید برویم؟
  • 3. You'll never guess what happened next.
    3 . هیچوقت نمی‌توانی حدس بزنی بعدش چه اتفاقی افتاد.
[اسم]

next

/nekst/
غیرقابل شمارش

4 چیز بعدی نفر بعدی

  • 1. Suzy came first and Paul was the next to arrive.
    1 . «سوزی» اول شد و «پال» نفر بعدی بود که رسید.
  • 2. Who's next?
    2 . نفر بعدی کیست؟
تصاویر
دانلود اپلیکیشن آموزشی + دیکشنری رایگان