[اسم]

vigilante

/ˌvɪdʒɪˈlænti/
قابل شمارش

1 مامور خودخوانده خوددادگر

معادل ها در دیکشنری فارسی: لباس‌شخصی
  • 1.The neighbors have formed a vigilante group to keep a watch on the car park.
    1. همسایه های یک گروه مامورین خودخوانده تشکیل دادند تا پارک ماشین ها را تحت نظر بگیرند.
  • 2.vigilante groups
    2. گروه های خوددادگر
تصاویر
دانلود اپلیکیشن آموزشی + دیکشنری رایگان