[اسم]

dissertation

/ˌdɪsərˈteɪʃn/
قابل شمارش

1 پایان‌نامه رساله، تز

معادل ها در دیکشنری فارسی: پایان‌نامه تز رساله
  • 1.She's writing a dissertation on American poetry.
    1. او دارد درباره شعر آمریکا رساله می‌نویسد.
  • 2.Students can either do a dissertation or take part in a practical project.
    2. دانشجوها یا می‌توانند رساله بنویسند یا در پروژه عملی شرکت کنند.
تصاویر
دانلود اپلیکیشن آموزشی + دیکشنری رایگان