[صفت]

swift

/swɪft/
قابل مقایسه
[حالت تفضیلی: swifter] [حالت عالی: swiftest]

1 سریع چابک

معادل ها در دیکشنری فارسی: بادپا تندرو تیز جلد چابک فرز
  • 1.Thank you for your swift reply.
    1. ممنون بابت پاسخ دهی سریع شما.
  • 2.The gazelle is one of the swiftest of animals.
    2. غزال یکی از چابک ترین حیوانات است.
[اسم]

swift

/swɪft/
قابل شمارش

2 بادخورک (پرنده)

معادل ها در دیکشنری فارسی: بادخورک
  • 1.Swifts are similar to swallows.
    1. بادخورک‌ها شبیه به پرستو هستند.
تصاویر
دانلود اپلیکیشن آموزشی + دیکشنری رایگان