[اسم]

swimming

/ˈswɪmɪŋ/
غیرقابل شمارش

1 شنا

معادل ها در دیکشنری فارسی: آبتنی شنا
  • 1.I want to go swimming and cycling.
    1. می‌خواهم بروم شنا و دوچرخه‌سواری.
  • 2.Let's go swimming today.
    2. بیا امروز برویم شنا.
swimming pool
استخر شنا
تصاویر
دانلود اپلیکیشن آموزشی + دیکشنری رایگان