[صفت]

vicious

/ˈvɪʃəs/
قابل مقایسه
[حالت تفضیلی: more vicious] [حالت عالی: most vicious]

1 بدجنس پست، بدرفتار، خشن، ظالم

معادل ها در دیکشنری فارسی: بدجنس خبیث شرور شریر
مترادف و متضاد brutal ferocious savage gentle
  • 1.Liza was unpopular because she was vicious to people she had just met.
    1. "لیزا" (بین مردم) محبوب نبود، زیرا با آدم‌هایی که تازه دیده بود، بدجنس بود.
  • 2.The vicious editor published false stories about people he disliked.
    2. سردبیر بدرفتار داستان‌های غلط درباره افرادی که دوست نداشت، منتشر کرد.

2 بی‌رحمانه خشن، وحشیانه

مترادف و متضاد malevolent malicious spiteful benevolent kindly
a vicious attack
یک حمله بی‌رحمانه
تصاویر
دانلود اپلیکیشن آموزشی + دیکشنری رایگان