[اسم]

projector

/prəˈdʒektər/
قابل شمارش

1 پروژکتور آپارات، فراتاب

معادل ها در دیکشنری فارسی: آپارات پروژکتور نورافکن فراتاب
  • 1.That's a broken projector.
    1. آن یک پروژکتور خراب است.
تصاویر
دانلود اپلیکیشن آموزشی + دیکشنری رایگان