[اسم]

world

/wɜːld/
قابل شمارش

1 جهان دنیا

مترادف و متضاد earth globe nature universe
  • 1.I hate the world of politics.
    1 . من از دنیای سیاست متنفرم.
around/all over the world
سراسر/تمام دنیا
  • 1. One day, I'll sail around the world.
    1. روزی با کشتی (یا قایق) به سراسر دنیا سفر خواهم کرد.
  • 2. She's traveled all over the world.
    2. او به تمام دنیا سفر کرده‌است.
the whole/the eyes of the world
کل مردم جهان/ چشم مردم جهان
  • 1. News of the disaster shocked the whole world.
    1. خبر فاجعه همه مردم جهان را شوکه کرد.
  • 2. The eyes of the world are on the President.
    2. چشمان مردم دنیا به رئیس‌جمهور است.
outside/the real/the natural world
جهان بیرون/واقعی/طبیعی
  • 1. They are a couple in the real world as well as in the movie.
    1. آنها علاوه بر فیلم در دنیای واقعی هم زوج هستند.
  • 2. They had little contact with the outside world.
    2. آنها ارتباط اندکی با جهان بیرون داشتند.
the animal/plant/insect world
جهان حیوانات/گیاهان/حشرات
  • The animal world is really amazing.
    جهان حیوانات واقعا شگفت‌انگیز است.
the ancient/modern world
دنیای باستان/مدرن
  • The modern world is a very different place from the world that existed 50 years ago.
    دنیای مدرن با دنیایی که 50 سال پیش وجود داشت، جای بسیار متفاوتی است.
the industrialized/developing worlds
کشورهای صنعتی/کشورهای درحال توسعه
  • The industrialized worlds are more advanced than the developing worlds.
    کشورهای صنعتی از کشورهای درحال توسعه پیشرفته‌تر هستند.
کاربرد واژه world به معنای جهان/دنیا
واژه world در وهله اول اشاره به زمین و تمام کشورها و خصوصیات طبیعی آن دارد. در شرایط متفاوت و جملات متفاوت این واژه می‌تواند به معانی از قبیل جامعه و نحوه رفتار افراد، به زندگی شخصی افراد، تجربیات، دوستان و همه‌چیزهای دیگری که که زندگی یک فرد را می‌سازند، فضاهای مجازی مانند بازی‌های کامپیوتری و ... و در نهایت به وجود انسان اشاره داشته باشد.
به مثال های زیر توجه کنید.
"the world of politics" (دنیای سیاست)
"the whole world" (همه جهان)
"a game world" (یک جهان بازی)
[عبارات مرتبط]
تصاویر
دانلود اپلیکیشن آموزشی + دیکشنری رایگان